السيد حامد النقوي
295
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
لا يجديه و لا يسمنه و لا يغنيه واضحست كه هر كه گمان كند كه مراد از قول آن جناب و على بابها اينست كه آن باب مرتفعست پس بتحقيق كه او تمحل كرده براى غرض فاسد خود به چيزى كه نافع او نيست و او را فربه و بىنياز نمىسازد و ظاهرست كه اعور انكر زاعم همين زعم باطلست پس متحمل بودن او بلا ريب و اتسام او به اين وصمت و عيب ثابت خواهد بود و اللَّه الموفق لارغام كل معاند جحود هشتم آنكه ازين قول مناوى اين هم ثابتست كه هر كه چنين زعم باطل داشته باشد او صاحب غرض فاسدست و پر ظاهرست كه اعور اين زعم باطل بلا شبهه دارد پس بودن او صاحب غرض فاسد و عرض كاسد محل اشتباه محققين نباه نخواهد بود نهم آنكه ازين كلام مناوى ظاهرست كه زاعم اين تاويل باطل را تمحل او فائده نمىرساند و او را فربه و بىنياز نمىگرداند و چون اعور افجر متفوه به اين تاويل ضئيل گرديده و او را خيلى نافع به حال خود ديده چه احتجاج روافض بر بناى آن باطل انگاشته بانگ بىهنگام و على هذا يبطل الاحتجاج به للرافضة برداشته پس قلت عقل او حسب افادهء مناوى ظاهر و باهر گرديد و متحقق شد كه با وصفى كه اين تاويل ضئيل بهر منكرين فضل قسيم الجنة و النار مصداق لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ مىباشد ليكن اعور انكر آن را از كمال جهل و نادانى به حال خود نافع مىانگارد و دست از تمسك و تشبث به آن برنميدارد دهم آنكه از كلام علامهء يمانى واضحست كه اين تاويل باطل از جنس كلام باطنيه است و سخافت و ركاكت اقوال باطنيه و نهايت بطلان و فساد بلكه مشتمل بودن آن بر زيغ و الحاد بر ناظر كتب مذاهب و اسفار مقالات مخفى و محتجب نيست و چون اعور انكر به همين تاويل باطل متمسك گرديده پس ثابت شد كه كلام او درين باب از جنس كلام باطنيه اقشابست و او بذكر اين كلام نافرجام مشابهت و مضاهات با باطنيه لئام و ملاحدهء طغام اكتساب نموده بجمع خروج و حروريت با الحاد و باطنيت درين كلام استيجاب زجر و ملام افزوده يازدهم آنكه از افادهء علامهء يمانى واضحست كه كه اين تاويل باطل كلاميست كه اسماع آن را قبول نمىكند فظهر ان الاعور المتفوه بهذا الكلام الذى تنفر عنه الاسماع و تمجه الطباع قد اصابته آفة فى سمعه كما اصابت فى عينه فلم يميز بين زين الكلام و شينه و لم يبق له سمع و لا بصر حتى يكف لسانه عن هذا الهزل و الهذر و انه هو و اتباعه فى هذا الباب لمدحورون معذولون إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ دوازدهم آنكه از افادهء علامهء يمانى ظاهرست كه اين تاويل باطل خلاف فهم جميع مردمست پس ظاهر شد كه اعور بذكر اين تاويل مخالفت جميع مردم نموده خود را از جملهء ناس خارج گردانيده در زمرهء اشباه ناس گنجانيده و قد سبق التنبيه على هذا ايضا فيما مضى سيزدهم آنكه افادهء